خلاصه شرح ابیات
معنی لغات
آیات و احادیث
«فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا قَالَ هَٰذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِين.» «چون شب او را فروگرفت، ستارهاى ديد. گفت: «اين است پروردگار من.» چون فروشد، گفت: «فروشوندگان را دوست ندارم.»» توضیح آیه: وقتی شب همانیدگیها رسید، خلیل وارد ذهن شد و منذهنی درست کرد، دید که منذهنی بهصورت ستاره میدرخشد، بنابراین گفت اين پروردگار من است. ما هم همین را میگوییم و منذهنی را خدا کردهایم. اما چون منذهنی آفل بود گفت من فروشوندگان را دوست ندارم، برای اینکه کسی یا چیزی که غروب میکند از جنس خدا نمیتواند باشد و چقدر مهم است که ما هم بگوییم من آفلین را دوست ندارم، ابراهیم خلیل هم به سادگی به این مطلب نرسیده، حتماً کوشش کرده که فهمیده منذهنی که آفل است نمیتواند فرمانده و اصل ما باشد، برای اینکه اصل ما، خداوند آفل و میرنده نیست، ما از جنس الست یعنی خود زندگی هستیم و تمام خاصیتهایی که زندگی دارد ما هم داریم از جمله بینهایت، ابدیت، نامیرایی و صمدیت. (قرآن كريم، سورهٔ انعام (۶)، آیهٔ ۷۶)
English Translation
The pictures of this picture-making phantasy
were harmful to one like Abraham, who was a mountain.