-
غزل شمارهٔ ۱: ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها
-
غزل شمارهٔ ۲: ای طایرانِ قُدس را عشقت فزوده بالها
-
غزل شمارهٔ ۳: ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
-
غزل شمارهٔ ۴: ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
-
غزل شمارهٔ ۵: آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
-
غزل شمارهٔ ۶: بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
-
غزل شمارهٔ ۷: بنشسته ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
-
غزل شمارهٔ ۸: جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
-
غزل شمارهٔ ۹: من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
-
غزل شمارهٔ ۱۰: مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
-
غزل شمارهٔ ۱۱: ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
-
غزل شمارهٔ ۱۲: ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
-
غزل شمارهٔ ۱۳: ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما
-
غزل شمارهٔ ۱۴: ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
-
غزل شمارهٔ ۱۵: ای نوش کرده نیش را بی خویش کن باخویش را
-
غزل شمارهٔ ۱۶: ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
-
غزل شمارهٔ ۱۷: آمد نِدا از آسمان جان را که: «بازآ، اَلصَّلا»
-
غزل شمارهٔ ۱۸: ی یوسفِ خوش نامِ ما، خوش میروی بر بامِ ما
-
غزل شمارهٔ ۱۹: امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
-
غزل شمارهٔ ۲۰: چندان که خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
-
غزل شمارهٔ ۲۱: جُرمی ندارم بیش ازین، کز دل هوادارم تو را
-
غزل شمارهٔ ۲۲: چندان بنالم ناله ها چندان برآرم رنگ ها
-
غزل شمارهٔ ۲۳: چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
-
غزل شمارهٔ ۲۴: چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟
-
غزل شمارهٔ ۲۵: من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
-
غزل شمارهٔ ۲۶: هر لحظه وحیِ آسمان آید به سرِّ جانها
-
غزل شمارهٔ ۲۷: آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا
-
غزل شمارهٔ ۲۸: ی شاهِ جسم و جانِ ما! خندان کُنِ دندانِ ما
-
غزل شمارهٔ ۲۹: ای از ورایِ پردهها تابِ تو تابستانِ ما
-
غزل شمارهٔ ۳۰: ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
-
غزل شمارهٔ ۳۱: بادا مبارک در جهان سور و عروسی های ما
-
غزل شمارهٔ ۳۲: دیدم سَحَر آن شاه را بر شاهراهِ «هَلْ اَتی»
-
غزل شمارهٔ ۳۳: می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا
-
غزل شمارهٔ ۳۴: ای عاشقان، ای عاشقان، آمد گهِ وصل و لقا
-
غزل شمارهٔ ۳۵: ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما
-
غزل شمارهٔ ۳۶: خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا
-
غزل شمارهٔ ۳۷: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
-
غزل شمارهٔ ۳۸: رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
-
غزل شمارهٔ ۳۹: آه که آن صدرِ سرا، میندهد بار، مرا
-
غزل شمارهٔ ۴۰: طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
-
غزل شمارهٔ ۴۱: شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
-
غزل شمارهٔ ۴۲: کار تو داری صنما، قدر تو باری صنما
-
غزل شمارهٔ ۴۳: کاهل و ناداشت بُدَم کار درآورد مرا
-
غزل شمارهٔ ۴۴: در دو جهان لطیف و خوش همچو امیرِ ما کجا؟
-
غزل شمارهٔ ۴۵: با لبِ او چه خوش بُوَد گفت و شنید و ماجرا
-
غزل شمارهٔ ۴۶: دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
-
غزل شمارهٔ ۴۷: ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
-
غزل شمارهٔ ۴۸: ماهِ دُرُست را ببین، کو بشکست خوابِ ما
-
غزل شمارهٔ ۴۹: با تو حیات و زندگی، بیتو فنا و مُردَنا
-
غزل شمارهٔ ۵۰: ای بِگرفته از وفا، گوشه، کَران چرا چرا؟
-
غزل شمارهٔ ۵۱: گر تو ملولی ای پدر، جانبِ یارِ من بیا
-
غزل شمارهٔ ۵۲: چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
-
غزل شمارهٔ ۵۳: عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
-
غزل شمارهٔ ۵۴: ازین اقبالگاهِ خوش مَشو یکدَم دلا تنها
-
غزل شمارهٔ ۵۵: شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت ها
-
غزل شمارهٔ ۵۶: عطارد مشتری باید متاع آسمانی را
-
غزل شمارهٔ ۵۷: مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
-
غزل شمارهٔ ۵۸: رسید آن شَهْ، رسید آن شَهْ، بیارایید ایوان را
-
غزل شمارهٔ ۵۹: تو از خواری همینالی، نمیبینی عنایتها
-
غزل شمارهٔ ۶۰: ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
-
غزل شمارهٔ ۶۱: هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
-
غزل شمارهٔ ۶۲: بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
-
غزل شمارهٔ ۶۳: چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
-
غزل شمارهٔ ۶۴: تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود ازین سودا؟
-
غزل شمارهٔ ۶۵: بین ذرّات روحانی که شد تابان از این صحرا
-
غزل شمارهٔ ۶۶: تو را ساقیِّ جان گوید برای ننگ و نامی را
-
غزل شمارهٔ ۶۷: از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا
-
غزل شمارهٔ ۶۸: چو شَستِ عشق در جانم شناسا گشت شست اَش را،
-
غزل شمارهٔ ۶۹: چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
-
غزل شمارهٔ ۷۰: برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
-
غزل شمارهٔ ۷۱: اگر نه عشقِ شمس الدین بُدی در روز و شب ما را،
-
غزل شمارهٔ ۷۲: به خانه خانه می آرد چو بیذق شاه جان ما را
-
غزل شمارهٔ ۷۳: آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
-
غزل شمارهٔ ۷۴: گر زان که نه ای طالب جوینده شوی با ما
-
غزل شمارهٔ ۷۵: ای خواجه نمیبینی این روزِ قیامت را؟
-
غزل شمارهٔ ۷۶: آخر بشنید آن مَه آهِ سَحَرِ ما را
-
غزل شمارهٔ ۷۷: آب حیوان باید مر روح فزایی را
-
غزل شمارهٔ ۷۸: ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
-
غزل شمارهٔ ۷۹: ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را
-
غزل شمارهٔ ۸۰: امروز گِزافی دِه آن باده نابی را
-
غزل شمارهٔ ۸۱: ای ساقی جان پر کن آن ساغرِ پیشین را
-
غزل شمارهٔ ۸۲: معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
-
غزل شمارهٔ ۸۳: ای یار قمرسیما! ای مُطرب شکَّرخا!
-
غزل شمارهٔ ۸۴: چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
-
غزل شمارهٔ ۸۵: از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا
-
غزل شمارهٔ ۸۶: ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
-
غزل شمارهٔ ۸۷: جانا، سَرِ تو، یارا! مگذار چنین ما را
-
غزل شمارهٔ ۸۸: شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
-
غزل شمارهٔ ۸۹: یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
-
غزل شمارهٔ ۹۰: ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
-
غزل شمارهٔ ۹۱: در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
-
غزل شمارهٔ ۹۲: زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
-
غزل شمارهٔ ۹۳: میندیش میندیش که اندیشه گری ها
-
غزل شمارهٔ ۹۴: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
-
غزل شمارهٔ ۹۵: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
-
غزل شمارهٔ ۹۶: لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
-
غزل شمارهٔ ۹۷: رفتم به سویِ مصر و خریدم شِکَری را
-
غزل شمارهٔ ۹۸: ای از نظرت مست شده اسم و مسما
-
غزل شمارهٔ ۹۹: دلارام نهان گشته ز غوغا
-
غزل شمارهٔ ۱۰۰: بیا ای جان نو داده جهان را