-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۱: منم فتنه هزاران فتنه زادم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۲: ز زندان خلق را آزاد کردم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۳: غلامم خواجه را آزاد کردم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۴: حسودان را ز غم آزاد کردم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۵: یکی مطرب همی خواهم در این دم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۶: همیشه من چنین مجنون نبودم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۷: ایا یاری که در تو ناپدیدم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۸: سفر کردم به هر شهری دویدم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۰۹: سفر کردم به هر شهری دویدم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۰: اگر عشقت به جای جان ندارم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۱: بیا ای آنک بردی تو قرارم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۲: گهی در گیرم و گه بام گیرم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۳: اگر سرمست اگر مخمور باشم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۴: خداوندا مده آن یار را غم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۵: چه نزدیک است جان تو به جانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۶: چه نزدیک است جان تو به جانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۷: مرا گویی که رایی من چه دانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۸: من آن ماهم که اندر لامکانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۱۹: بیا کامروز بیرون از جهانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۰: مرا پرسی که چونی بین که چونم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۱: من از عالم تو را تنها گزینم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۲: ورا خواهم دگر یاری نخواهم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۳: نه آن شیرم که با دشمن برآیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۴: چو آب آهسته زیر که درآیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۵: ز قند یار تا شاخی نخایم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۶: از آن باده ندانم چون فنایم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۷: بیا کامروز گرد یار گردیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۸: به پیش باد تو ما همچو گردیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۲۹: شب دوشینه ما بیدار بودیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۰: من و تو دوش شب بیدار بودیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۱: بیا کامروز شه را ما شکاریم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۲: بیا تا عاشقی از سر بگیریم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۳: بیا امروز ما مهمان میریم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۴: بیا ما چند کس با هم بسازیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۵: بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۶: میان ما درآ ما عاشقانیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۷: چرا شاید چو ما شه زادگانیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۸: بر آن بودم که فرهنگی بجویم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۳۹: مگردان روی خود ای دیده رویم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۰: بیا با هم سخن از جان بگوییم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۱: مرا خواندی ز در تو خستی از بام
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۲: چنان مستم چنان مستم من این دم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۳: کجایی ساقیا درده مدامم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۴: مرا گویی چه سانی من چه دانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۵: شراب شیره انگور خواهم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۶: رفتم تصدیع از جهان بردم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۷: من با تو حدیث بی زبان گویم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۸: روی تو چو نوبهار دیدم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۴۹: زنهار مرا مگو که پیرم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۰: گر از غم عشق عار داریم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۱: از اصل چو حورزاد باشیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۲: ما آفت جان عاشقانیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۳: ما صحبتِ همدگر گُزینیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۴: چون ذره به رقص اندرآییم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۵: جز جانب دل به دل نیاییم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۶: ای برده نماز من ز هنگام
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۷: یا رب توبه چرا شکستم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۸: دانی کامروز از چه زردم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۵۹: من دوش به تازه عهد کردم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۰: تا عشق تو سوخت همچو عودم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۱: تا چهره آن یگانه دیدم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۲: گر ناز تو را به گفت نارم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۳: من اشتر مست شهریارم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۴: روزی که گذر کنی به گورم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۵: ای دشمن روزه و نمازم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۶: تا با تو قرین شدست جانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۷: امروز مرا چه شد چه دانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۸: ای جان لطیف و ای جهانم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۶۹: ناآمده سیل تر شدستیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۰: آن عِشرتِ نو که برگرفتیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۱: در عشق قدیم سال خوردیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۲: گر گمشدگان روزگاریم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۳: ما عاشق و بی دل و فقیریم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۴: نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۵: ما شاخ گلیم نی گیاهیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۶: ما زنده به نور کبریاییم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۷: امروز نیم ملول شادم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۸: من جز احدِ صمد نخواهم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۷۹: ما آب دریم ما چه دانیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۰: تا دلبرِ خویش را نبینیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۱: گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۲: هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۳: می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۴: هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۵: ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۶: خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۷: عشوه دادستی که من در بی وفایی نیستم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۸: من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۸۹: چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۰: چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۱: وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۲: نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۳: روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۴: ایها العشاق آتش گشته چون استاره ایم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۵: سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۶: چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۷: این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۸: ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
-
غزل شمارهٔ ۱۵۹۹: چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
-
غزل شمارهٔ ۱۶۰۰: از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم